تبلیغات
اخبار ،دانلود ،آموزش آنلاین بازی کردن بازی ها

game play battlefield3

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:25 ب.ظ

[http://www.aparat.com/v/8be3773c9891a24b804b007c6ccfe7db37261]





اخبار در باره ی bf3

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:10 ب.ظ


ممنوعیت بازی battlefield3

در ایران به دست وزارت ارشاد تصویب شد.

تاریخ عرضه:90/8/3





Call of Dtuy سوم شخص كنسل خواهد شد ؟!

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:10 ب.ظ

Glen Schofield رئیس استودیو Sledgehammer Games اعلام كرد كه بعد از عرضه Modern Warfare 3 احتمالا ساخت بازی سوم شخص Call of Duty كنسل خواهد شد. از Sledgehammer Games خواسته شده بود كه روی این بازی یا Modern Warfare 3 كار كنند كه آنها Modern Warfare 3 را انتخاب كردند.

 




Launch Trailer بازی Uncharted 3 عرضه شد

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:08 ب.ظ

ا دو هفته دیگر بازی Uncharted 3 عرضه خواهد شد و Naughty Dog سازنده بازی Launch Trailer این عنوان را عرضه كرد كه در این لینك می توانید مشاهده كنید.





خبرهای Splinter Cell جدید در راه است

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:07 ب.ظ

Jade Raymound كارگردان استودیوی Ubisoft Toronto طی مصاحبه اخیر خود اعلام كرد كه تا چند ماه دیگر خبرهایی از Splinter Cell جدید خواهید شنید.

 





انفجار فرانسه در Modern Warfare 3

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:04 ب.ظ

در تصویر جدیدی كه Activision از MW3 عرضه كرده است ما انفجاری را زیر برج ایفل میبینیم. این بازی در شهرهای بزرگی مثل پاریس و نیویورك اتفاق خواهد افتاد.

 





NBA 2K12 | بسکتبال تمام نشدنی

تاریخ ارسال مطلب : جمعه 29 مهر 1390, 03:02 ب.ظ

 

          سال گذشته شاهد عرضه بازی NBA 2K11 بودیم و امسال هم نسخه بعدی این سری از بازی های بسکتبال؛ بازهم بدون رقیب وارد بازار شده است. این نسخه تقریبا از تمامی جهات عوض شده و رنگ و بویی تازه دارد. از منوها گرفته تا گیم پلی و استیل گرافیکی کاملا جدید. برای بسیاری جای تعجب داشت که بازی کاملی مانند 2K11 از بسیار جهات، چگونه می تواند گسترش پیدا کند.

اما حالا که بازی عرضه شده می بینیم که نه تنها گسترش های بوجود آمده بسیار بزرگ هستند، بلکه این بازی از هر لحاظ نسبت به نسخه قبلی بهتر است. در حال حاضر که لیگ بسکتبال آمریکا به دلایل مختلف تعطیل شده است؛ بازی کردن 2K12 بیش تر از هر موقع دیگر لذت دارد.





سیستم مورد نیاز Saints Row: The Third اعلام شد

تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 مهر 1390, 03:44 ب.ظ

بازی Saints Row: The Third در تاریخ 15 نوامبر برای سه پلتفرم معمول منتشر خواهد شد اما برای طرفدارن PC یکی از مهمترین نکات، این است که بدانند برای اجرای این بازی به چه سیستمی نیاز دارند و در صورت نیاز کمبودهای خود را جبران کنند. در زیر لیست سیستمهای پیشنهادی و حداقل سیستم مورد نیاز را مشاهده میکنید.
حداقل سیستم مورد نیاز:
  • OS: Windows XP
  • Processor: 2GHz Dual Core Processor (Intel Core 2 Duo or AMD Athlon X2) or higher
  • Memory: 2GB System RAM or more Graphics: 320MB Video RAM GPU w/ Shader Model 3.0 support.
  • NVIDIA GeForce 8800 series or better.
  • ATI Radeon HD3800 series or better
  • DirectX: 9.0c
  • Hard Drive: 10GB
  • Sound: 100% DirectX 9.0C compliant sound card or equivalent onboard sound

سیستم پیشنهادی به کاربر:
  • OS: Microsoft Windows 7
  • Processor: Any Quad Core Processor (Intel Core i5 or AMD Phenom II X4) or 3.0+ Dual Core CPU
  • Memory: 4GB System RAM or more
  • Graphics: 1GB Video RAM GPU w/ Shader Model 4.0 support.
  • NVIDIA GeForce GTX 400 series or better.
  • ATI Radeon HD5000 series or better
  • DirectX: DirectX 11
  • Hard Drive: 10 GB
  • Sound: 100% DirectX 9.0C compliant sound card or equivalent onboard sound
  • Co-Op Play:
  • NVIDIA GeForce 8800 cards or higher. Requirement of 640MB of Video RAM.
  • ATI Radeon HD3800 cards or higher. Requirement of 1GB of Video RAM





نمرات Batman Arkham City

تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه 26 مهر 1390, 03:43 ب.ظ

   بلاخره بعد از مدت ها انتظارات به پایان رسید و Batman Arkham City در چند روز آینده به طور رسمی منتشر می شود. امروز نیز اکثر سایت ها نمرات خود را به بازی دادند که در پایین می توانید آن ها را مشاهده کنید.
Batman Arkham City سه شنبه هفته آینده در آمریکا و جمعه هفته دیگه در انگستان برای PS3 و 360 منتشر میشود اما نسخه ی PC یک ماه تاخیر دارد.
 




تریلر Hitman: Absolution

تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 25 مهر 1390, 08:11 ب.ظ

Hitman: Absolution
در حدود 17 دقیقه گیم پلی زیبا و تماشایی همراه با "مامور 47" و خروجی حرفه ای از محاصره پلیسها
 
دریافت تریلر
  
 




جهان در کابوس/mw3

تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 25 مهر 1390, 08:09 ب.ظ

بازی Call of Duty: Modern Warfare 3 کمتر از یک ماه دیگر راهی بازار خواهد شد و بر اساس اطلاعاتی که Activision منتشر کرده، بیش از 30 میلیون نفر این عنوان را بازی خواهند کرد. خبری که هر سازنده، ناشر و بازیکنی را شکه می کند. تا این لحظه تریلرها، پیش نمایش ها و تصاویر مختلفی از این بازی منتشر شده، اما هنوز اطلاعات چندانی از بخش داستانی بازی در دست نیست. به همین دلیل استودیوی بازیسازی Sledgehammer نمایشی در لندن ترتیب داد و قسمت هایی از MW3 که در پاریس اتفاق می افتد را به نمایش درآورد. نام این مرحله Iron Lady نام دارد که اشاره به برج ایفل که قلب پاریس است، دارد.

واشنگتن در آتش می سوزد، نیویورک ویران شده و اکنون زمان آن فرا رسیده که بخشی از داستان بازی را در نیویورک دنبال کنید. در این قسمت بازیکنان در نقش یکی از سربازان گروه Delta قرار می گیرند. آن ها به دلیل اینکه در مراحل قبلی اتفاقات بدی افتاده و سایر گروه ها مأموریت هایشان را بد به پایان رسانده اند، وظیفه دارند که اطلاعات بسیار محرمانه ای را پیدا کنند. اطلاعاتی که هدف های بسیار مهمی را نمایان می کنند. مانند نسخه های قبلی این سری از بازی ها، در این عنوان زاویه دوربین بین نیروهای زمینی و نیروهایی که از هوا به زمین تیراندازی می کنند، تغییر می کند. مرحله با صحنه ای شروع می شود که یک هلیکوپتر با از بین بردن موانع در پیش رویش، به سمت گروه Delta حمله ور می شود.

زمانی که هلیکوپتر روبروی نیروهای Delta قرار می گیرد، زاویه دوربین تغییر می کند و بازیکنان خود را در یک هواپیمای نظامی AC-130 می بینند که اجازه پیدا کرده تا آن هلیکوپتر را از بین ببرد. البته به هواپیما دستور داده شده که در حمله هایش به پاریس کمترین آسیب را برجا بگذارد. در همین زمان هواپیمای AC-130 هم مورد حمله گروهی از جنگنده های روسی واقع می شود و در همین لحظه بازی دورباره بازیکنان را در نقش گروه Delta قرار می دهد. بازیکن همراه با سایر اعضای گروه، راه خود را از میان خانه ها باز می کنند و به حیاط پشتی یکی از خانه هایی می رسند که در سر راهشان قرار داشت.

در این مرحله بازیکنان با ترکیب خوبی از سلاح های معمولی و Sniper در مقابل Machine Gunهای دشمن مواجه خواهند شد. پس از این قسمت نیز بازی دوباره بازیکن را به سمت هواپیمای AC-130 می برد و با به نمایش درآوردن یک صحنه فوق العاده زیبا، نبردهای هیجان انگیزی را به نشان می دهد. دمویی که از این عنوان پخش شد، بسیار کوتاه بود، اما برای اینکه بازیکنان را با حال و هوای بازی آشنا کند، بسیار عالی بود. تنوع گیم پلی و حالت های مختلف مبارزه در این مرحله بسیار خوب از کار درآمده بود. از دیگر قسمت هایی که این عنوان به آن امید زیادی دارد، بخش چندنفره آن است. شاید یکی از بزرگترین قسمت های جدیدی که در این بخش به چشم می خورد، Kill Confirmed نام داشته باشد.

این مد حالتی از Team Deathmatch است که به روش های مختلف می توان آن را بازی کرد. این قسمت به این صورت است که اگر شما کشته شوید، چیزی به عنوان Dog Tags از خود بجا می گذارید. اگر بازیکنان بتوانند این Dog Tagها را بدست بیاورند، برای تیمشان امتیاز کسب می کنند. اگر هم Dog Tagهای هم تیمی های خود را بدست بیاورند، این فرصت را از تیم حریف می گیرند که Dog Tags تیم شما را بدست بیاورد و امتیاز کسب کنند. سیستم کسب امتیاز در Kill Confirmed به صورتی طراحی شده که بازیکنان با استراتژی های جدید به مبارزه با دشمنان در این حالت از Team Deathmatch بپردازند.

بازیکنان می توانند از راه دور و با سلاح های دوربرد دشمنان را از بین ببرند و هم می توانند به صورت مستقیم حمله کنند و Dog Tagها را جمع آوری کنند. در این قسمت آیتم های ویژه ای برای سلاح ها طراحی شده که بازیکنان می توانند با پیشرفت در بازی آن ها را بدست بیاورند. این امکانات به بازیکنان این امکان را می دهند که قدرت تیراندازی سلاح یا برد آن را افزایش بدهند. یکی دیگر از تغییرات این قسمت سیستم Kill Steak بازی است. این قسمت دیگر با این نام در بازی حضور ندارد و با اسم Point Streak شناخته می شود. دلیل این کار نیز این است که با کشتن دشمنان در این حالت، Streak تیمی خود را افزایش می دهید و با این کار به تیم خود کمک زیادی می کنید.

یکی دیگر از تغییرات بازی در این قسمت انتخاب های مختلف در حالت Streak است. شما همچنان می توانید پاداشی که در حالت Streak بدست می آورید را انتخاب کنید، اما لیستی که برای این کار پیش روی شما قرار می گیرد، بسیار متفاوت است. این لیست Strike Package نام دارد و سازندگان سعی کرده اند که این لیست بر اساس Level بازیکنان و نحوه بازی آن ها مرتب شود. برای آن دسته از بازیکنانی که هنوز مهارت زیادی در بازی بدست نیاورده اند نیز Strike Package پشتیبان در نظر گرفته شده است. این قسمت کمک زیادی به تیم می کند و قابلیت هایی مانند گروه Recon را به برخی از بازیکنان می دهد. بازیکنان با این قابلیت آنقدر بازی می کنند که سرانجام Strike Package های مخصوص بدست می آورند. این قسمت برای بازیکنان تازه کار طراحی شده و پس از مدتی این قابلیت ها نیز از آن ها گرفته می شود و امکانات حرفه ای تری به آن ها داده می شود.





Rage | آخرالزمانی نیمه کاره

تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 25 مهر 1390, 08:06 ب.ظ

هشدار: داستان به صورت کامل نوشته شده است!

صحرایی سوزان، ساختمان هایی غول آسا اما ویران شده، شهری بزرگ که حال نه اثری از مردمانش مانده و نه از ساختمان های آن. تمامی آن ها گویای وقوع یک اتفاق بزرگ است. واقعه ای که همه از آن هراس و وحشت دارند. مردم به این حادثه، آخرالزمان می گویند. اما چگونه جهان با این حادثه رو به رو شد ؟ در سال 2029، یک شهاب سنگ عظیم با نام "آپوفیس" کره ی زمین را برای فرود انتخاب کرده و با شدت هر چه تمامتر به کره ی زمین برخورد می کند. پس از این اتفاق، کره ی زمین تبدیل به یک بیابان خشک و سوزان میشود و دیگر اثری از مناطق سر سبز نیست. مردمان دیگر نمی توانند در خانه های مخروبه و ویران شده ی خود زندگی کنند، پس بالاجبار تمامی آن ها به پناه گاه های حفاظت شده ای نقل و مکان می کنند که دولت برای آن ها در نظر گرفته است. آن ها به مردمان سراسر جهان قول می دهند که در این پناه گاه ها که کاملاً توسط نیروهای دولتی حفاظت می شوند در آسایش و امنیت باشند. پس از مدت کوتاهی دولت از آزمایش های جدیدی صحبت می کند. آن ها به قول خود موفق شده اند که با انجام دادن آزمایش های مخصوص بر روی انسان ها آن ها را تبدیل به یک نوع "فرا بشر" تبدیل کنند. نام اصلی این گروه که به طور مستقیم از دولت دستور می گیرند "ESCR" می باشد. آن ها می خواهند با تبدیل انسان ها، یک ارتش قوی و فنا ناپذیر تشکیل دهند. اما مشکل اصلی زمانی رخ می دهد که این آزمایش ها جوابی کاملاً عکس می دهند. انسان هایی که برای تبدیل شدن به داخل محظه های شیشه ای قدم نهاده، به موجوداتی با ظاهر عجیب تغییر شکل داده بودند. در این میان یکی از کسانی که مورد آزمایش قرار گرفته بود بنابر دلایل نامشخصی تغییر بر روی او انجام نگرفت و بدون هیچ تغییری از محفظه پس از چندین روز بی هوشی خارج شد.

 بازمانده ی این ماجرا پس از خروج از ساختمان آزمایشگاه، توسط یکی از جهش یافته ها مورد حمله قرار گرفت و زمانی که رفته رفته در حال تسلیم شدن بود توسط یک فرد ناشناس نجات پیدا می کند. کسی که او را از مرگ حتمی نجات داد، "دن هگر" نام داشت که مسئول و مدیر یکی از پناهگاه هایی در منطقه ی "Wasteland" بود. پس از گفت و گوهایی که با یکدیگر داشتند، هگر او را موظف به انجام دادن یک ماموریت کرد. ماموریتی که اگر با موفقیت انجام بگیرد، بازمانده و شخصیت اصلی داستان وارد فاز جدیدی از اتفاقاتی می شود که در آن منطقه در حال وقوغ افتادن هستند. هگر به او دستور می دهد که با ورود به یکی از مخفی گاه های جهش یافته ها و اصلی ترین دشمنان بازماندگان، اطلاعاتی از ماموریت های خطرناک و کثیف آن ها برای او فراهم کند. پس از پاکسازی کامل مخفی گاه، شخصیت اصلی داستان موفق می شود اطلاعات مورد نیاز هگر را بدست آورد و آن را در اختیار او بگذارد. هدف اصلی هگر ایجاد ارتباط های بیشتر و دوستانه تر با مردمان و مسئولان پناه گاه "Wellspring" است. پس از انجام دادن های ماموریت های نه چندان مهم، شخصیت بازی وارد پناه گاه Wellspring می شود. هگر به او دستور داده است تا هر چه را که مدیر پناه گاه و سایر افراد مهم آن جا می خواهند برای آن ها انجام دهد. پس از آشنا شدن با Mayor، مسئول آن منطقه، کارهای خواسته شده را برای او انجام می دهد. کلانتر Wellspring نیز او را برای کمک به سازمان آبرسانی پناهگاه به سوی مسئول آن سازمان می فرستد. متاسفانه آب پناهگاه توسط موجودات جهش یافته آلوده شده است. آن موجودات با قرار دادن یک تراشه ی آلوده به ویروس در اصلی ترین بخش آبرسانی پناهگاه، تمامی آب آن جا را آلوده به ویروسی کشنده کرده اند. پس از درگیری های شدید و از بین بردن موجودات جهش یافته، او موفق می شود که آن تراشه ی خطرناک و آلوده به ویروس را تصاحب کند. مسئول سازمان آبرسانی Wellspring چندان از تراشه مطلع نیست به همین دلیل از شخصیت بازی می خواهد که همراه با تراشه ی ویروسی به طرف آزمایشگاه دکتر Kvasir برود. پس از رسیدن به مقصد و دکتر Kvasir از تراشه ی آلوده به ویروس یک سلاح بسیار کاربردی برای او طراحی می کند. سلاحی که توسط آن می توان کنترل ذهنی افراد دشمن را بدست گرفته و در یک چشم به هم زدن آن ها را منفجر کرد. در کنار آن، دکتر راز نقشه های پلید نیروهای دولتی را برای او بازگو می کند. نقشه های بعدی آن ها بسیار خطرناک تر است قضیه ی آزمایشگاه و تبدیل کردن انسان ها به ارتشی فنا ناپذیر است.

دکتر، او را با یک گروهی با نام "مقاومت" آشنا می کند که کار آن ها اساساً بر پایه ی ضد دولت است. پس از آشنایی با یکی از افراد گروه مقاومت، مشخص می شود نیروهای دولتی رئیس این گروه را برای انجام دادن اوامر پلید و شیطانی خود در یک زندان بزرگ اسیر کرده اند. وظیفه ی اصلی او نجات دادن رئیس گروه مقاومت و خارج کردن او از زندان دولتی است. پس از نجات دادن "کاپیتان مارشال" نیروهای دولتی شخصیت بازی را شناسایی می کنند و برای دستگیری او رهسپار Wellspring می شوند. کاپیتان مارشال برای او توضیح می دهد که او دیگر خواسته و یا ناخواسته وارد سازمان "مقاومت" شده است و برای کشته نشدن توسط نیروهای دولتی چاره ای جزء همکاری با آن ها را ندارد. پس از پیوستن به گروه مقاومت، کاپیتان به او دستور می دهد که به منطقه ی "Subway City" برود و با منفجر کردن تونل های زیرزمینی، منافذ اصلی ورود به Wellspring بسته شود تا موجودات باقی مانده نتوانند خطرساز شوند. در طی انجام دادن این ماموریت، او با گذشته ی کاپیتان بیشتر آشنا می شود.

او پی می برد که خود کاپیتان نیز همچون او یک بازمانده از واقعه ی آزمایشگاه می باشد. کاپیتان مارشال برای وارد کردن ضربه ی نهایی بر پیکره ی نیروهای دولتی نیاز به اطلاعات دقیق تر و کاملتری دارد که در یکی از ساختمان های منطقه ی "Capital Prime" قرار گرفته است. این منطقه یکی از مهمترین مناطق اطلاعاتی نیروهای دولتی می باشد. کاپیتان قصد دارد با بدست گرفتن این اطلاعات دوباره پروژه ی Ark(پروژه ی آزمایشگاه) را اینبار با بررسی های بیشتر و دقیقتر راه اندازی کند و توسط آن یک ارتش یکدست و قوی را درست کند تا با آن موفق شود نیروهای دولتی را از پایه ویران و نابود سازد. پس از موفقیت شخصیت بازی در بدست آوردن کد و اطلاعات پروژه ی Ark، تمامی آن ها را برای کاپیتان می فرستد. کاپیتان توسط اطلاعاتی که بدست او رسیده است تمامی محفظه های تبدیل را روشن می کند و عملیات تبدیل انسان ها به ارتشی فناناپذیر برای مقابله با نیروهای دولتی را به خوبی انجام می دهد.


سعی شد هسته ی اصلی داستان Rage در بالا آورده شود. داستانی که با آن که چندان چیز جدیدی برای بازگو کردن ندارد و مشابه های آن ها را در سری همچون Fallout بارها شنیده ایم، اما با توجه به روایت خوبی که ضرب آهنگ مناسبی نیز دارد باعث می شود که بازیکننده با توجه به گیم پلی 20 ساعته ی بازی با داستان به خوبی کنار بیاید. ماتیو کاستلو در داستان سرایی Rage نقش اصلی را ایفا کرده است. او در کارنامه ی خود عنوان درخشان Doom 3 را دارد که از لحاظ داستانی در زمان خود کاملاً قابل قبول ظاهر شد.

اگر بخواهیم در مورد جان گرفتن عنوان Rage صحبت کنیم باید کمی به عقب برگردیم. در مراسم WWDC سال 2007 اشاراتی به این عنوان شد اما به صورت رسمی در همان سال در حین برگزاری مراسم QuakeCon تایید و معرفی شد. کسی که بازی را در آن سال معرفی کرد کسی نبود جزء برنامه نویس موفق و از نظر برخی، فوق العاده ی صنعت بازی آقای جان کارمک. با توجه به عناوین قبلی او همچون Doom و Quake انتظارات از Rage بشدت بالا رفت. در طی این چند سال نیز خود او مصاحبه های هیجانی و بعضاً جنجالی را نیز انجام داد. او Rage را از لحاظ گرافیکی برتر از هر عنوان کنسولی دیگر می دانست. او قول داد که Rage بر روی تمامی پلتفرم ها با 60 فریم بر ثانیه قابل اجرا باشد. همانگونه نیز شد اما متاسفانه بعضی از ساختار های متفاوت کنسول ها، باعث شد که بازی از لحاظ بارگزاری بافت ها دچار مشکل شود.

کنسول Xbox 360 بدلیل این که در هنگام نصب بازی بر روی هارد، تمامی اطلاعات بازی به صورت یکجا و دسته بندی شده در یک پوشه ذخیره می شوند از لحاظ بارگزاری بافت ها موفق تر عمل کند. این اتفاق در حالی رخ می دهد که در کنسول PS3 مدت زمان بیشتری طول بکشد که بافت ها به طور کامل بارگزاری شوند. البته نمی توان مستقیماً این مشکل را بر گردن کنسول PS3 و یا حتی عوامل استدیوی id Software انداخت. البته این مشکل چندان ایراد بسیار بزرگی نیز برای بازی محسوب نمی شود و سایر منتقدان نیز تنها به آن به چشم یک نکته ی منفی اشاره کرده اند و از این ایراد یک مشکل نابخشودنی صحبت نکرده اند و به همین دلیل امتیازات نسخه های کنسولی بسیار نزدیک به یک دیگر هستند اما با توجه به این که این نقد برای نسخه ی PS3 بازی نوشته شده است باید به این نکات نیز اشاره شود. بازی توسط موتور id Tech 5، انجین انحصاری این استدیو ساخته شده است و خوشبختانه این انجین توانسته است از پس بافت های سنگین و با کیفیت Rage برآید. Rage با توجه به صحبت های عوامل سازنده یک "جهان باز" کامل نیست و برای این ویژگی محدودیت های قائل شده اند تا بار داستانی بازی و همچنین صبر بازیکننده ها برای انجام دادن مراحل بازی به سر نیاید.

Draw-Distance بازی نیز نسبتاً خوب کار شده است و تا آن جایی که این ویژگی به گرافیک هنری بازی کمک کند ظاهر شده است. افکت های بازی نیز از افکت آتش گرفته تا الکتریسیته همگی طبیعی کار و غیر تکراری کار شده اند و خوشبختانه هیچکدام از افکت های موجود در بازی غیر طبیعی و فانتزی گونه کار نشده اند. بعضی از سلاح ها هستند که قابلیت منفجر کردن دشمنان را دارند. پس از نابود سازی آن ها، قطعات بدن آن ها بر روی زمین پخش می شوند و سراسر زاویه ی دید بازیکننده را قطرات سرخ خون پنهان می کند. البته دشمنانی که به بدین صورت کشته شوند پس از ثانیه هایی غیب می شوند و دیگر اثری از جسد آن ها در محیط نمی ماند. ولی باقی دشمنان که جراحات کمتری دیده اند تا دقایق طولانی در محیط می مانند و غیب نمی شوند. خوشبختانه انیمیشن کشته شدن دشمنان اسکریپت شده نیست و با توجه به موقعیت تیر خورده شده نقش بر زمین می شوند. هوش مصنوعی دشمنان با توجه به نوع هر یک از آن ها متفاوت است. موجودات جهش یافته کمتر از شما دوری می کنند و بیشتر با حرکات آکروباتیک سعی می کنند که از تیرهای شما در امان باشند و در یک لحظه با نزدیک شدن به شما، شما را نابود کنند.

نوعی دیگر از دشمنان که همان انسان های معمولی هستند بیشتر در سنگر های خود باقی می مانند ولی برای این که در موقعیتی قرار بگیرند که دسترسی بهتری به تیراندازی به سوی شما داشته باشند چندین مرتبه سنگر خود را تغییر می دهند. در کنار آن ها، دسته ای دیگر از دشمنان وجود دارند که ربات هستند اما به شکل عنکبوت های آهنی. در این نوع ربات، لغت سنگرگیری به هیچ وجه معنی نشده است و با مسلسلی که بر بالای سر آن ها نصب شده است به صورت انتحصاری به سوی شما حمله ور می شوند. در دنیای Rage، مناطقی هستند که شما می توانید وسایلی را همچون "هدست، نوشیدنی ها، قطعات مکانیکی و..." که پیدا می کنید بفروشید و با پول آن ها سلاح های جدید و یا آپگرید های قدرتمندتری را برای تجهیزات خود مهیا کنید. در بازی یک سیستم "طراحی سلاح و تجهیزات" نیز تعریف شده است که با توجه به قطعاتی که پیدا می کنید می توانید وسایل جنگی متعددی همچون "نارنجک های الکتریسیته، ماشین های کنترلی بمبی و..." بسازید. معمولاً این سیستم جزء یکی از پرکاربرد ترین قابلیت های بازی در طی انجام دادن ماموریت ها محسوب می شود چون قطعاتی را که برای ساخت تجهیزات خود نیاز دارید در هر جایی از محیط قابل پیدا کردن است. گیم پلی بازی ریتمی سریع و تند دارد که باعث می شود بازی کننده از انجام دادن مراحل طولانی بازی خسته نشود. هسته ی اصلی گیم پلی بازی تلفیقی از سبک اتومبیل رانی و تیراندازی است. خوشبختانه جان کارمک با ترکیب کردن این دو سبک توانسته است از خسته شدن بازیکننده در حین انجام بازی جلوگیری کند.


یک بخش کاملاً مجزا نیز برای آپگرید ماشین های خود دارا می باشید که شامل موتور های تقویت شده و یا حتی سلاح های مخرب می باشد. در بعضی از پناهگاه ها بخش هایی وجود دارد که می توانید با رفتن به آن مناطق در مسابقات شرکت کنید. در بعضی از آن مسابقات می توانید از سلاح های خود استفاده کنید و برای اول شدن و گرفتن تمامی پاداش ها با موشک های خود رقیبان خود را از سر راه بردارید. این موضوع در عناوینی همچون Blur و S/S به خوبی خود را نشان داده بود. در هر حال بخش ماشین سواری Rage سرگرم کننده است و می تواند در زمان هایی که از اکشن بازی خسته شده اید مدتی با آن ها سر کنید. نکته ی آخری که در مورد بخش ماشین سواری بازی قابل ذکر است، رفتن از منطقه ای به منطقه ی دیگری از Wasteland است. شما می توانید مسافت های طولانی بازی را با ماشین خود طی کنید و در طول این مسیر با موشک ها و تیربارهای خود ماشین های دشمن را که به شما حمله ور می شوند را نابود کنید.

بعضی از مینی گیم های بازی نیز مبنی بر از بین بردن این ماشین ها می باشد. کاملاً هویداست که بازی از عناصر سبک RPG نیز استفاده می کند. با توجه به ترکیب کردن سلاح ها، افزودن بر قدرت تجهیزات با توجه به تعداد آیتم های ارتقادهنده ها و چندین نکته ی دیگر که همگی جزء جداناشدنی عناوین RPG هستند انکار کردن این موضوع به هیچ وجه صحیح و درست نیست. طراح اصلی بازی تیم ویلیت است، او کسی بود که از ترکیب کردن دو سبک متفاوت و پیوند دادن آن ها در یک جسم بسیار خشنود بود و از نظر او، این امر یکی از دلپذیرترین اوامری بود که در طی ساخت عنوان Rage انجام داده اند. البته جان کارمک با آوردن مُد "Road Rage" در بخش چند نفره ی بازی نشان داد که اهمیت زیادی را برای چند سبکه کردن بازی خود قائل است.Road Rage را تنها می توانید در بخش چند نفره ی بازی به صورت آنلاین بازی کنید. سبک این مُد از سبک اصلی بازی که اکشن تیراندازی است کاملاً متفاوت است و باید در مناطق و آرنا های مختلف با ماشین خود به ماشین دیگران حمله ور شوید و در این بین مواظب موشک ها و سلاح های دیگر ماشین های دشمنان نیز باشید. در بخش چند نفره ی بازی می توانید تا چندین Level ارتقا پیدا کنید که متاسفانه با وجود این که به شخصه چندین Level ارتقا داده شده بودم پس از بیرون آمدن از بخش چند نفره و دوباره بازی کردن آن تمامی Level های گرفته شده صفر شدند.

در کنار این مُد، یک بخش Co-Op دو نفره نیز قرار گرفته است که در آن می توانید همراه با یک دوست دیگر مراحل داستانی بازی را به اتمام برسانید. صداپردازی و موسیقی بازی نیز در حد عناوین همسبک دیگر ظاهر شده است. موسیقی های متن نیز خوب هستند اما حماسی و تعجب برانگیز نیستند و نباید انتظار چندانی از بخش موسیقی داشت. در کنار آن، خوشبختانه id برای بخش صداپردازی شخصیت ها عالی کار کرده است و تمامی صداهای کاراکتر ها با چهره ی آن ها مطابقت دارد. Rage در ابتدا قرار بود درجه بندی "نوجوانان" را داشته باشد اما در اواخر انتشار مهر "بزرگسال" را بر روی کاور و جعبه ی این بازی مشاهده کردیم. شاید مراحل دلهره آوری که در ابتدای بازی وجود دارند دلیلی برای تعییر این درجه بندی باشند. نسخه ی Xbox 360 این عنوان از سه دیسک دو لایه منتشر شده است که سومین دیسک آن تنها شامل بخش چند نفره ی بازی می شود. در نسخه ی PS3 نیز از همه ی 50 گیگ فضای بلوری استفاده شده است. جان کارمک قبل ها اشاره کرد که اگر بخواهند تمامی بازی را از حالت فشرده خارج کنند باید یک ترابایت فضا برای انجام این کار موجود داشته باشند. Rage با تمامی خوبی هایی که داشت متاسفانه نتوانست آن چه را که به ما وعده داد بود برآورده کند. نسخه ی PS3 بازی از لحاظ بارگزاری بافت ها با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کند که همین امر باعث می شود در سرای بزرگ Wasteland نتوانیم همانگونه که کارمک به ما وعده داده بود به خوشگذرانی بپردازیم.





عكاس مرده ها!

تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 24 مهر 1390, 04:41 ب.ظ

نسخه اول Dead Rising در زمان عرضه، یك بازی بسیار نوآور و جدید بود. بازی ای كه اصلاً شبیه به عناوین زامبی دار دیگر نبود و بیشتر جنبه طنز داشت. برای زمان خود، Dead Rising یك بازی بسیار قابل تقدیر بود، ولی سال پیش نسخه دوم آن سعی نكرد همانند نسخه اول نوآور باشد و همین موضوع باعث شد كه یك عنوان عالی به یك بازی متوسط تبدیل شود. Off the Record در حقیقت یك Spin-Off برای نسخه دوم است كه اینبار شخصیت محبوب نسخه اول یعنی فرانک وست (Frank West) را به بازی بازگردانده است.

داستان

داستان در نسخه های قبل آنچنان بخش مهمی نبود و مسلماً از یك Spin-Off ساده هم نمی توان انتظار بیشتری داشت. وقایع بازی، هم راستا با زمان نسخه دوم و ماجرای چاک (Chuck) اتفاق می افتد. بگذارید كمی مختصر در مورد وست و سابقه او صحبت كنیم. در نسخه اول ما شخصیت فرنك وست را دیدیم كه یك عكاس حرفه ای برای مطبوعات است. پس از پخش شدن ویروسی خطرناك و زامبی شدن مردم آمریكا، فرانك تصمیم می گیرد از فرصت استفاده كند و با ورود به یك فروشگاه بزرگ، تا می تواند از زامبی ها عكس بگیرد. او به هلیكوپتری كه وی را روی پشت بام فروشگاه پیاده كرده بود، می گوید كه 72 ساعت دیگر به آنجا بازگردد تا او را سوار كند.

در طول بازی، شما 72 ساعت وقت داشتید كه بخش داستانی را تمام كنید و وارد ماجراهای این فروشگاه شوید. در نسخه دوم به طور كلی یك شخصیت جدید به جای فرانك جایگزین شد كه چاک نام داشت، ولی Capcom دوباره با Off the Record فرانك وست را بازگردانده است. بازی این طور روایت را آغاز می كند كه فرانك پس از وقایع نسخه اول، خیلی معروف می شود. همه از او به عنوان یك قهرمان یاد می كنند كه توانسته با زامبی ها مبارزه كند و نجات پیدا كند. شهرت و ثروت وارد زندگی فرانك می شوند، ولی دیری نمی گذرد كه فرانك تمام سرمایه خود را از دست می دهد و دیگر محبویت گذشته را ندارد.

او در تلویزیون برنامه ای را به نام Terror is Reality می بیند كه در حقیقت چاك شخصیت اصلی نسخه دوم هم در آن بازی كرده بود. این برنامه انسان ها را به جان زامبی ها می اندازد و پس از یك مبارزه خونین و تصویربرداری از آن، به فرد شركت كننده پول بسیار زیادی می دهد. فرانك هم برای اینكه پولی بدست آورد و هم شهرت قدیم خودش را بازگرداند، در این برنامه شركت می كند. مسابقه فرانك در یك رینگ کشتی شروع می شود كه او همراه با چندین زامبی لباس کشتی پوشیده اند! فرانك خیلی چاق شده و به خوبی ما از هیكل او، دوران سخت وی را پس از نابودی شهرت و پولش می بینیم. در ادامه، بازی اینطور ادامه پیدا می كند كه فرانك قصد دارد شهرت قدیم خود را بازگرداند، ولی افراد زیادی هستند كه مانع این كار می شوند. داستان بازی چیز خاصی ندارد، ولی بازگشت شخصیت بامزه فرانك قطب مثبتی را در زمینه شخصیت پردازی ایجاد كرده است.

 

گرافیك

همانند گیم پلی، بازی در این بخش هم هیچ فرقی نكرده است. هنوز هم شخصیت های بی كیفیت و انیمیشن های خشك در بازی وجود دارند. بافت ها بی كیفیت هستند و فریم بازی به لطف اضافه شدن زامبی ها پایین تر هم آمده است. Loadingها كمتر شده اند، ولی هنوز تعداد آن ها به قدری هست كه خودتان را تسلیم زامبی ها كنید تا از دست این Loadingها خلاص شوید! انتظار بالایی از بخش گرافیك با توجه به نسخه اصلی نبودن این بازی نداشتیم، ولی حداقل انتظار داشتیم كه سازندگان طی یك سال وقتی كه داشتند، حداقل بعضی ایرادها را برطرف كنند، نه اینكه در بخش هایی مثل فریم ریت حتی افت هم داشته باشند.

موسیقی/صداگذاری

صداگذاری هم دقیقاً مثل قبل است و شما در محیط چیزی جز ناله كردن زامبی ها نمی شنوید. موسیقی هم آنچنان زیاد شنیده نمی شود، ولی صداگذاری فرانك وست خوب كار شده و حس طنز این شخصیت به بازی بازگشته است.

گیم پلی

Off the Record هیچ فرقی با Dead Rising 2 نمی کند. حتی بازی دقیقاً مثل نسخه قبل شروع می شود و بعضی از مراحل کاملاً به شكل قبل هستند. این موضوع، اولین ضربه بزرگ به گیم پلی است كه باعث شده با یك بازی تكراری روبرو باشیم كه تنها تفاوت آن عوض شدن شخصیت اصلی با یك آدم چاق است! هر چند مكانیزم گیم پلی و تنوع بالا از سلاح هایی كه می توان در آن استفاده كرد، همچنان همانند قبل سرگرم كننده است، ولی پس از مدتی بازی به شدت تكراری می شود. هنوز هم مثل قبل از هر چیزی كه چشمتان می بیند، می توانید به عنوان اسلحه برای مبارزه با زامبی ها استفاده كنید.

هنوز هم بزرگترین دغدغه شما زمانی است كه نیروی نظامی به فروشگاه می رسد و مأموریت اصلی شما همچنان پیدا كردن Zombrex است كه هر 24 ساعت یكبار، باید آن را مصرف كنید تا زامبی نشوید. مراحل نه تنها كاملاً شبیه به DR2 هستند، بلكه تكرار زیادی هم وارد آن ها می شود. پیدا كردن یك نفر و رساندن او به جایی امن، پیدا كردن Zombrex و یافتن وسایل مورد نظر، تنها هدف های شما در این بازی هستند و سازندگان به این امید این كار را كرده اند كه شما بتوانید خودتان را در فروشگاه بزرگ بازی سرگرم كنید، اما موضوع این است كه بازی كردن در محیطی كاملاً شبیه به نسخه قبل و مبارزه با دشمنانی تكراری و استفاده از تكنیك های تكراری، مسلماً حتی برای طرفدارهای پر و پاقرص بازی هم خسته كننده می شود.

بخش جذاب عكاسی هم به بازی بازگشته و هنوز هم می توانید عكس های بامزه از زامبی ها بگیرید و امتیاز دریافت كنید. یك قسمت جدید به نام Sandbox به بازی اضافه شده است. خیلی از طرفدارهای بازی از Capcom می خواستند كه یك بخش جدید در بازی بگذارد كه نه در آن داستان باشد و نه زمان محدود. قسمت Sandbox دقیقاً به همین شكل است. دیگر در این قسمت محدودیت زمانی در بازی وجود ندارد و هیچ داستانی هم در كار نیست. وقتی در مرحله اجرا، این ایده را می بینیم، تازه متوجه می شویم كه ایده اصلی پشت نسخه اول بازی چقدر خوب بوده، چون بدون دغدغه زمان و بی هدف گشتن و كشتن در بازی، خیلی سریع با تكرار روبرو می شوید و پس از چند بار ممكن است که این بخش خیلی خسته كننده شود.

نتیجه گیری

Dead Rising 2 دنباله ای شایسته برای نسخه اول نبود و Off the Record هم عنوان شایسته برای هر دو بازی و شخصیت فرانك وست نبود. اگر از آن دسته كسانی هستید كه از سبك این بازی به شدت لذت می برید، Off the Record را به شما پیشنهاد می كنیم، ولی اگر منتظر یك عنوان موفق و شایسته نام Dead Rising هستید، این بازی شما را نا امید خواهد كرد، چون هیچ چیز جدیدی در آن دیده نمی شود.





نابخشوده

تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 24 مهر 1390, 04:38 ب.ظ

هر كسی دوران كودكی و نوجوانی خود را با بازی ها، اشخاص و خاطرات گوناگونی سپری كرده است. من به شخصه با سه سری Splinter Cell ،Max Payne و Hitman بزرگ شده ام. بازی هایی كه در دوران كودكی آن ها را انجام می دادم و حالا پس از گذشت چندین سال و یك دهه، هنوز هم چند ماه یكبار این سری ها را برای بار دیگر از اول شروع كرده و آن ها را تمام می كنم. شاید سال 2012 لذت بخش ترین سال برای من باشد، چون علاوه بر بازگشت Max Payne و به احتمال زیاد Splinter Cell و حال با نسخه پنجم از Hitman تقریباً با بازگشتی از دوران كلاسیك بین سال های 2000 تا 2005 روبرو هستیم. دوره ای كه دوران اوج بازیسازی سه بعدی و شروع عناوین جاودانه شد.

به تازگی 16 دقیقه نمایش از یكی از مراحل Hitman: Absolution كه در نمایشگاه E3 پشت درهای بسته نشان داده شد، پخش شده است كه قصد داریم در این مقاله به بررسی آن بپردازیم. نمایش بازی با لوگوی Hitman: Absolution شروع می شود. دوربین از پشت پنجره ای، آسمان خراش های شیكاگو را در دوردست نشان می دهد. قطرات باران به پنجره می خورند و صدایی جز صدای باران شنیده نمی شود. فضا تاریك است، رقص مرگبار قطرات روی شیشه پنجره نشان از یك حادثه شوم می دهد. این شب به نظر آرام است، ولی در باطن احساس می كنیم که اتفاقات زیادی در پس پرده در حال شكل گرفتن است.

ناگهان سكوت بازی با شكستن پنجره و پریدن مأمور 47 به داخل ساختمان از بین می رود و ما ناگهان شوكه می شویم. در همین حین نمایی باز از كتابخانه ای قدیمی كه دیگر تعطیل شده، می بینیم. فضای خاكی و كهنه آن مثل خانه ارواح است و حدس بزنید روح خبیس این كتابخانه چه كسی می تواند باشد؟ چراغ قوه ها روشن می شوند و انگار برای اولین بار است كه پس از سال ها نور به این مكان قدیمی می تابد. پلیس ها وارد می شوند و انگار به دنبال كسی هستند. ناگهان بر لبه بسیار مرتفعی از كتابخانه كفش هایی مشكی را می بینیم. صدای مهیب شیپورهای فرانسوی خبر از ورود یك افسانه را می دهند. دوربین به آرامی بالاتر می آید و ما ناگهان صورت بی موی مأمور 47 را می بینیم.

نمایی كه كارگردان بازی به زیبایی تمام جزئیات بدن او را نشان می دهد و خوش آمد گویی پر افتخاری به یكی از خطرناك ترین شخصیت های بازی ها می دهد. در این صحنه، كافی است که فقط به لباس و چهره مأمور 47 نگاه كنید. به لطف استفاده از تكنولوژی شبیه ساز لباس Shroud كه اخیراً با آن ها مصاحبه ای هم داشتیم، طراحی لباس و فیزیك آن باور نكردنی است. صورت 47 آنچنان با جزئیات است كه استخوان بندی او را هم در زیر پوست می توانید حس كنید. چهره ای خطرناك و آشنا كه در حالیكه نصف پلیس شیكاگو به دنبال او هستند، آنقدر خون سرد است كه انگار یك روز آفتابی را با همسر و بچه هایش در كنار ساحل سپری كرده است!

بازی شروع می شود، 47 از بالای لبه ستون پایین می آید و به حالت نیم خیز پشت لبه های كتابخانه پنهان می شود. پلیس ها هم كمی جلوتر جمع می شوند و فرمانده آن ها می گوید كه باید مو به مو این ساختمان را بگردیم. فرمانده به یكی از زیردستان خود می گوید كه بگرد و برق را پیدا كن و اینجا را روشن كن. او كه در اولین صحبتش به نظر آدم دستپاچه و بی مسئولیتی می رسد، از فرمانده خود اطاعت می كند. 47 خیلی آرام حركت می كند. پلیس ها همانند سگ هایی كه به دنبال طعمه هستند، دائم با چراغ قوه خود در حال جستجو و حركت هستند. فرمانده از آن طرف كتابخانه فریاد می زند: "فاسانو (Fasano) پس این نور لعنتی چی شد؟"

ناگهان، همزمان با رعد و برق، نور بعضی از چراغ های كتاب خانه روشن می شود. در اینجا موسیقی هم بسیار كوبنده پخش می شود و دوباره به حالت خلسه خود بازمی گردد. فضاسازی كتابخانه عالی است. جزئیات خیره کننده اجرا شده و خاك و تار عنكبوت و رنگ بندی قهوه ای سوخته و زرد كم رنگ فضایی Noire مانند به آن داده است. حركات 47 آنقدر سریع است كه واقعاً فكر می كنید كنترل یك روح را در دست دارید. 47 پشت یك قفسه پنهان می شود. یكی از پلیس ها به همكار خود می گوید آن سمت را بگرد،‌ مأمور آهسته به سمت شما حركت می كند، موسیقی مهیب تر می شود و ناگهان 47 از یكی از قابلیت های جدید این نسخه كه Instinct (غریزه) نام دارد، استفاده می كند.

در این حالت، بازی تمام شخصیت های موجود در محل را به صورت قرمز نشان می دهد و مسیر بعدی حركت آن ها را نیز با یك خط قرمز روی زمین نمایش می دهد. این حالت دقیقاً حس یك مأمور خبره را به شما می دهد كه همیشه یك قدم جلوتر از دشمن خود فكر می كنید. همه صداها در این حالت طوری پخش می شوند كه انگار روی صفحه گرام هستند. افكت صدای این قسمت واقعاً جالب كار شده است. ما خط حركتی پلیس را می بینیم كه دقیقاً به سمت 47 می آید. او كمی عقب می رود و پشت قفسه ها پنهان می شود. پلیس چیزی پیدا نمی كند و می رود. ناگهان تم آشنای نسخه های قبل پخش می شود و یكدفعه متوقف می شود. دوباره موسیقی عجیب بازی پخش می شود و ناگهان دوباره متوقف می شود.

حركات نیم خیز 47 با انیمیشن های دیدنی آن فوق العاده هستند. دست او در پشت است و خیلی با احتیاط جلو می رود. كت و شلوار مشكی و زیبای او با فیزیك خیره كننده تكان های واقعی می خورد و ما واقعاً تلفیقی از تاریكی و سیاهی كت شلوار او را در كنار هم می بینیم كه یك استتار قوی است. موسیقی نفس گیر است، Io از جسپر کید (Jesper Kyd) آهنگساز قبلی سری Hitman استفاده نكرد، چون او به خاطر درگیر بودن در پروژه AC: Revelation وقت كافی برای كار كردن روی این بازی را نداشت. موسیقی Absolution از همان ابتدای كار در كنار مراحل ساخته شده و به نظر می رسد که نسل بعد استفاده از موسیقی در بازی ها را در Absolution مشاهده خواهید کرد، چون (طبق دموی ارائه شده) بر مبنای هر حركتی كه شما انجام دهید، انگار آهنگساز، بازی كردن شما را نگاه می كند و موسیقی را به آن شكل اجرا می كند.

این موضوع بازی را دقیقاً همانند یك فیلم سینمایی كرده است. صداگذاری محیط آنقدر واقعی و با جزئیات است كه در كنار Battlefield 3 از واقعی ترین صداها استفاده می كند. صدای پای پلیس ها، سابیده شدن پارچه لباس 47، صدای تكان خوردن لوسترها، صدای باران بیرون از ساختمان، صحبت كردن پلیس ها در فواصل دور، بسته و یا باز شدن در، همه دست به دست هم داده اند تا جوی خوفناك به فضای این كتابخانه جن زده بدهند! 47 مخفیانه بین پلیس ها حركت می كند. نور قطع و وصل می شود و فرمانده با حالتی عصبانی به فاسانو می گوید: "چه غلطی می كنی، یه مرد خطرناك تو این ساختمون هست، نمی تونیم تو تاریكی دنبالش بگردیم."

فاسانوی دست و پا چلفتی، در حالیكه بازی می كند، می گوید: "چشم فرمانده، الان درستش می كنم." او زیر لب با لحنی خنده دار می گوید: "مشكل این یارو چیه، هر روز همین طور سر من داد میزنه، انگار كه مامانمه، دیگه نمی تونم تحمل كنم." در حالیكه 47 در تاریكی پیش می رود، دوست فاسانو به او می گوید: "نگران نباش فاسانو، هممون روز بدی رو داشتیم، نگران نباش من هواتو دارم." مثل اینكه 47 هوس بازی موش و گربه كرده، چون بعد از این ماجرا به سمت فیوز می رود و آن را نابود می كند. دوباره تاریكی حكم فرما می شود. طبق معمول، فرمانده دوباره سر فاسانو داد می زند و فاسانوی بدبخت هم چاره ای جز اطلاعت ندارد.

دوست او می گوید: "نذار به درونت رسوخ كنه، نذار عصبانیت كنه." خط حركتی فاسانو و دوستش به سمت فیوز است، پس 47 حالا یك فضای خالی برای گذشتن و پیشروی دارد. فرمانده می گوید: "همه مواظب باشید تا ببینیم فاسانو چه غلطی می كنه." آیا این رابطه بد فرمانده با افسر دست و پا چلفتی فقط جنبه طنز دارد؟ به گفته سازندگان، Hitman: Absolution یكی از سینمایی ترین بازی هایی است كه تا به حال انجام داده اید. بسیاری از خبره های هالیوود هم پشت این بازی بوده اند، پس باز هم فكر می كنید که این مسائل بی ربط هست؟ در آینده خواهیم دید. در حالیكه بسیاری از بازی ها، شخصیت های دوردست را بدون انیمیشن و فقط با صدا طراحی می كنند، در Absolution هر شخصیتی، حتی كم نقش ترین آن ها در دوردست انیمیشن خاص خود را دارد.

مثلاً فعالیت و صحبت كردن فاسانو و همكارش برای تعمیر فیوز خیلی جالب و طبیعی است. 47 مسیر خود را جلو می رود و ناگهان پلیسی را می بیند كه سر راه وی است. به نظر اولین قربانی آماده مردن است. 47 با دست خالی ناگهان گلوی او را می گیرد، پلیس در حال خفه شدن است و 47 همانند كشیشی مقدس آرام در گوش قربانی خود "هیش" می كند. نكته جالب در این صحنه، تابلوی كنده شده كنار شما است كه روی آن نوشته: "لطفاً ساكت باشید." پس از قبض روح كردن طعمه، حالا نوبت نفر بعد است. 47 در حین حركت یك طناب را كنار دست خود می بیند و آن را برمی دارد.

یكی از پلیس ها به طعمه بعد می گوید: "اون سمتو گشتی؟" وی می گوید: "همین الان می خواستم این كارو بكنم." اما او خبر ندارد كه مرگ تنها چند قدم با او فاصله دارد. 47 طناب را دور گردن او می پیچد و آنقدر محكم فشار می دهد كه در چند ثانیه، مأمور پلیس می میرد. دوست او برمی گردد و پیش خود می گوید: "پس كجا غیبش زد؟" فرمانده پلیس كمی جلوتر از ما با یكی از زیر دست های خودش در حالیكه نقشه كتابخانه را بررسی می كنند، مشغول چیدن نحوه حركتی خود هستند. همانند Hitmanهای قبلی، در این بازی باید گوش شما هم مانند چشمانتان خوب كار كند. با كمی دقت متوجه می شویم كه فرمانده می گوید: "ما سمت چپو خوب پوشش دادیم (دقیقاً سمت روبروی 47)، طبقه بالا زیاد مأمور نداریم."

همین جمله كافی هست كه حركت بعدی خودتان را پیش بینی كنید. كمی جلوتر كف كتابخانه ریخته و یك چاله بزرگ به زیرزمین ایجاد كرده است. مأمور پلیس روبروی شما، نگاهی به آن می اندازد و به دوست خود در طبقه بالا می گوید: "عجب عمیقه، به نظرت اگه كسی پایین بیفته، زنده می مونه؟" همین جمله كافیست كه مقدمات نحوه كشتن مأمور طبقه بالا را آماده كنیم. فعلاً باید ترتیب مأمور بالای سوراخ را بدهیم. یك مجسمه زیبا از سر انسان كنار دست 47 است. او آن را برمی دارد و چنان مجسمه را بر سر پلیس می كوبد كه او به پایین پرت می شود.

47 خیلی سریع لبه كتابخانه را می گیرد و مأمور طبقه بالا را به سبك بازی های Splinter Cell و Uncharted به پایین پرتاب می كند. به نظر قبر دو نفره خوبی برای آن ها درست كردیم! 47 به نظر از باتون بجا مانده از پلیس خوشش می آید و آن را به دست می گیرد. در حالیكه آرام آرام حركت می كند، ناگهان چندین پرنده در جایی كه او هست، به پرواز درمی آیند. پلیس ها متوجه حضور 47 می شوند. او باید سریع عمل كند، پس به بالای لبه در می رود و پلیس از زیر او گذشته و كسی را در آنجا نمی بیند. هوش مصنوعی بازی بسیار بالا است. اگر كسی را بكشید، دوستان او به دنبالش می گردند و اگر وسط مكالمه آن ها یكی از طرفین را بكشید، دوست او می گوید: "چرا حرف نمی زنی؟"

هر حركت كوچكی، می تواند پلیس ها را به سمت شما بكشد. نیروهای كمكی وارد ساختمان می شوند و فرمانده می گوید که باید مناطق بالا را بیشتر پوشش بدهیم. 47، پلیسی را می بیند كه در حال سیگار كشیدن است. باتون هم در دستان ما است. فكر می كنید با یك باتون نمی توان مرگ بی صدایی را انجام داد؟ اشتباه می كنید، چون اگر صحنه شكسته شدن گردن پلیس را از پایین ترین نقطه گردن مشاهده كنید، با خشن ترین و ساكت ترین مرگی كه تا به حال مشاهده كرده اید روبرو می شوید! مأمورها خیلی زیاد شده اند و غیر ممكن است که بدون دیده شدن به طبقه بالایی برویم، 47 اسلحه خود را درمی آورد و حدس بزنید که چه كسی را در حالیكه چراغ قوه اش خراب شده، روبروی خود می بیند؟

درست است، فاسانوی احمق روبروی اوست و 47 ناگهان با اسلحه او را گروگان می گیرد. تمام پلیس های منطقه به سمت شما اسلحه گرفته اند. موسیقی كوبنده است. همه فریاد می زنند، فیسانو گریه می كند و می گوید: "ببخشید قربان، منو نجات بدید." 47 كاملاً بی صدا و خونسرد همه را تهدید می كند. به یاد دارید كه در مورد روابط فاسانو و فرمانده صحبت كردیم؟ رابطه این دو نفر خوب نبود. فرمانده به نظر پلیس دلسوزی نیست و فاسانو هم آدم دست و پا چلفتی بود. پس بهترین طعمه همین فرد بود. اینطور که پیداست، 47 موفق به فرار می شود، ولی فرمانده می گوید: "به درك، بكشیدش." حالا متوجه شدید که این روابط به نظر ساده برای چه بود؟

این دو نفر با هم خوب نبودند و حالا فرمانده اهمیتی هم به جان زیردست خود نمی دهد، پس نقشه ها همه بر آب شد. 47 خیلی سریع گردن فاسانوی بدبخت را می شكند و فرار می كند. حالا بازی وارد بخش اكشن می شود. هزاران تیر به سمت شما شلیك می شوند و باید در عین مبارزه، به دنبال راه فرار باشید. كافی است به جاگیری و هوش مصنوعی دشمنان نگاه كنید، تا متوجه قدرت كدنویسان این بازی شوید. موسیقی بسیار سریع و حماسی اجرا می شود و با سبك تیراندازی شبیه به Mafia II روبرو هستیم. فیزیك بازی در حین تیراندازی قدرت خود را نشان می دهد. كتابخانه در حال فروپاشی است و لوستری بزرگ را روبروی خود می بینیم و 47 با شلیك به زنجیر لوستر، آن را بر سر پلیس های زیر آن خراب می كند.

47 خیلی خونسرد راه می رود. انیمیشن راه رفتن او بسیار طبیعی است و ما با یك جنتلمن خوش هیكل روبرو هستیم كه كت شلوارش كمی تر است. 47 در خروج را می بینید و با باز كردن آن ناگهان خود را لبه پرتگاهی از ساختمان می بینید كه كل شهر شیكاگو روبرویش معلوم است. باران به زیبایی سر و كت و شلوار او را خیس می كند و موسیقی خیلی زیبا وسعت شهر را نشان می دهد. هلیكوپتر پلیس از راه می رسد و با نور خود 47 را مشاهده می كند. 47 از پرتگاه می پرد و به طرز بدی زمین می خورد، اما او سرسخت تر از این حرف ها است و حالا باید از دست هلیكوپتر فرار كند. دوربین همانند یك فیلم سینمایی نزدیك تر می شود. خرابه های كنار ساختمان پر از جزئیات است.

چوب های پوسیده قفس هایی كه روی سرتان سقوط می كنند و پرنده هایی كه در اطراف، لانه كرده اند. همه این ها در مقابل گلوله های هلیكوپتر پلیس به خاك و تكه چوب تبدیل می شوند. 47 در اینجا مخفیانه حركت می كند و شما با موسیقی راك سنگین بازی تقریباً تمام جزئیات را مشاهده می كنید كه در حال خراب شدن و تكه تكه شدن هستند. 47 با یك پرش وارد محوطه دیگری می شود. پلیسی به سمت شما می آید و مأمور داخل هلیكوپتر به او می گوید كه داخل را بگردد. به محض ورود او به ساختمان، 47 او را می گیرد و دو تیر به كمر وی می زند. با بخش دوست داشتنی تغییر لباس روبرو می شویم.

47 لباس مأمور پلیس را می پوشد و خیلی آرام به بیرون از خانه می رود. هلیكوپتر پلیس كه فكر می كند شما همان مأموری هستید كه به داخل رفته اید، می گوید که نشانه ای از هدف نیست. 47 وارد خانه یك سری هیپی می شود كه با شنیدن صدای پلیس ترسیده اند. او كه لباس پلیس به تن دارد، نمی تواند ریسك جلب توجه هیپی ها را کند. او خیلی آرام و مخفیانه حركت می كند. یكی از هیپی ها جیغ زنان یك گلدان را برمی دارد و می گوید: "باید از بین ببرمشون، وگرنه گیرمون می ندازن." در حالیكه با گلدان به زمین می خورد، می فهمیم كه داخل گلدان مواد مخدر جاسازی شده بود. معتاد از ترس آن ها را داخل توالت می ریزد و جیغ زنان می گوید: "برو پایین لعنتی، برو پایین."

كمی جلوتر یك معتاد كه مشغول كشیدن ماده مخدر با یك وسیله شبیه به فلیان است، 47 را می بیند و می گوید: "لباس قشنگی داری، خیلی بهت میاد." پلیس ها وارد ساختمان می شوند و یكی از آن ها به 47 می گوید: "اینجا چه غلطی می كنی؟" 47 هم خیلی خونسرد قلیان را به صورت پلیس می كوبد و نفر دوم را خیلی خشن از بین می برد. پلیس در تمام بخش های خانه حضور دارد و 47 با لباس پلیس خود، ترسی از شناخته شدن ندارد. گروهی از پلیس های درجه دار، از آسانسور وارد راهرو می شوند. ممكن است آن ها ما را شناسایی كنند، پس صحنه آهسته می شود و 47 صورت خود را می گیرد.

واقعاً روش جالبی نسبت به نسخه های قبل برای پنهان كردن هویت در این نسخه اضافه شده است. در حالیكه از آسانسور پایین می روید، تركیبی زیبا از گیم پلی و صحنه های سینمایی كه پلیس در حال جستجو برای پیدا كردن 47 است را می بینیم. طبقه اول پر از پلیس است كه همه با هم صحبت می كنند. یكی از این پلیس ها به شما اشاره می كند و به دوست خود می گوید: "این فاستر (Foster) نیست؟" هفت گارد مسلح روبروی در خروجی هستند. 47 كنار دست خود اسلحه های اتوماتیك پیشرفته ای می بیند. در حالیكه به سمت آن ها حركت می كند، ما فكر می كنیم كه كمی بعد یك جنگ بزرگ را مشاهده خواهیم كرد، ولی47 اینقدرها هم احمق نیست و بجای آن، یك پیراشكی از روی میز برمی دارد (در جامعه آمریكا بعضی از خلافكارها به پلیس ها "آشغال های پیراشكی خور" لقب داده اند) تا رفتاری عادی داشته باشد.

مردی كه كمی جلوتر شما را دیده بود، فریاد می زند: "هی تو، می دونم كی هستی... تو باید فاستر باشی، درسته؟ خیلی وقته كه ندیدمت، فكر كردم چند سال پیش از پلیس استعفا دادی."  47 در حالیكه صورتش را برنمی گرداند برای اولین بار در بازی حرف می زند و خیلی آرام با صدایی جدید می گوید: "هیچ وقت ترك نكردم." پس از گفتن این جمله پلیس های به طبقه بالا می روند و در روبرو باز می شود و 47 وارد ایستگاه مترو می شود.

در Hitman: Blood Money سازندگان در یكی از مراحل، صدها نفر را طی یك جشن در محیط قرار دادند. چنین موضوعی در بازی ها واقعاً غیر ممكن است. پردازش این تعداد هوش مصنوعی روی تصویر آن هم بدون افت فریم، حتی سال ها بعد از عرضه Blood Money دیگر تكرار نشده است. Io بار دیگر قدرت خود را نشان می دهد و با صدها آدم در ایستگاه مترو روبرو می شویم كه در حال صحبت با هم هستند. دوربین شبیه به Uncharted بالا می رود و ما همچنان كنترل 47 را داریم و همانند یك روح در میان جمعیت گم می شویم و در اینجا نمایش بازی به پایان می رسد. به نظر من می توان Hitman: Absolution را سینمایی ترین بازی ای كه تا به حال عرضه شده، معرفی كرد.

این بازی آنقدر سینمایی و از همه نظر كامل است كه این دمو هیچ فرقی با یك فیلم سینمایی هالیوودی نداشت. البته اینقدر سینمایی بودن باعث خطی شدن بازی نسبت به قبل شده، ولی واقعاً این موضوع ارزشش را دارد. Absolution در تمام بخش ها از رقبای خود یك سر و گردن بالاتر است و وقتی این موضوع را در نظر می گیریم كه یك سال دیگر تا عرضه آن باقی مانده، مو به تنمان سیخ می شود.

 





تریلر بازی Driver San Francisco

تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 24 مهر 1390, 04:36 ب.ظ

دانلود بازی Driver San Francisco





صفحات سایت
1 2 3


banner

موضوعات
درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : hooman spv

این صفحه را به اشتراک بگذارید

آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

ابزار وبلاگنویسان
banner 200x600
نظر سنجی

به نظر شما کدام یک از دستگاه های زیر برای بازی بهتر است.



پیوند های روزانه
کلمات کلیدی